تبليغاتX
رنگارنگ

ديشب خوابي ديدم. خواب ديدم كه با خداوند گفت و گويي دارم.
خداوند پرسيد: پس ميخواهي با من گفت و گويي داشته باشي؟
گفتم آري، اگر وقت داشته باشي.
خداوند لبخندي زد و سپس گفت من به اندازه ابديت وقت دارم.
هرچه ميخواهد دل تنگت بگو...!
پرسيدم چه چيز آدم ها تو را به شگفتي مي اندازد؟
خداوند پاسخ داد: اين چيزها:
آن ها از كودكي خويش ملول ميشوند
براي بزرگ شدن شتاب مي كنند
بزرگ ميشوند
آنگاه دوست دارند به كودكي بر گردند!
آن ها براي به دست آوردن ثروت سلامت خويش را مي بازند،
ثروت را به دست مي آورند،
آنگاه آن را در راه به دست آوردن سلامت خويش خرج ميكنند!
آن ها بيتاب آينده اند،
لحظه حال را فراموش ميكنند، و بدين سان
نه در حال زندگي ميكنند و نه در آينده!
آن ها چنان زندگي ميكنند كه گويي هرگز نخواهند مرد،
و چنان مي ميرند كه گويي هرگز به دنيا نيامده اند!
آنگاه دستان گرم خداوند دستانم را گرفتند و ما هردو لحظاتي سكوت كرديم.
پرسيدم ما مردم عيال توييم اي خدا!
دوست داري ما بيش تر ياد آور چه چيزهايي باشيم؟
خداوند گفت:

اين چيزها:
شما نمي توانيد كسي را واداريد كه دوست تان داشته باشد
شما فقط ميتوانيد خود را دوست داشتني كنيد.
خوب نيست وضع خودتان را با وضع ديگران قياس كنيد
بخشش را با بخشيدن ميتوان آموخت.
ممكن است در مدت چند ثانيه؛
در دل كساني كه دوست شان مي داريد زخمي عميق ايجاد كنيد،
اما شفا دادن آن زخم سال ها طول خواهد كشيد.
دارا كسي نيست كه مال فراواني دارد،
بلكه كسي هست كه نياز كم تري دارد.
هميشه هستند كساني كه شما را دوست دارند،
اما نمي دانند چگونه عشق شان را ابراز كنند!
ممكن است دو نفر به يك چيز نگاه كنند،
اما آن چيز را متفاوت ببينند.
بخشيدن يكديگر كافي نيست
شما بايد خود را نيز ببخشيد.
گفتم متشكرم خدا!
آيا چيزي هست كه دوست داشته باشي آن را هميشه به ياد داشته باشيم؟
خداوند دوباره لبخندي زد و گفت:
" دوست دارم بدانيد كه من هستم،
و هميشه خواهم بود"

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1388/08/11 و ساعت 6:18 بعد از ظهر |

نحوه تکلم انسانها بیانگر نحوه تفکر آنهاست. مثبت بیندیشیم و مثبت بگوییم تا انرژی مثبت خود را به دیگران منتقل کنیم.

بگوییم ….

 ازاینکه وقتتون رو در اختیارم گذاشتید ممنون “”"”"”"”"”" نگوییم ببخشید مزاحمتون شدم

 طول میکشه تا یاد بگیری “”"”"”"”"”"”" نگوییم هیچ وقت یاد نمیگیری

 مسئله دارم “”"”"”"”"” نگوییم مشکل دارم

 مسئله رو خودم حل میکنم “”"”"”"”"”"”" نگوییم مسئله به تو ربطی نداره

 شاد و پر انرژی باشید “”"”"”"”"”" نگوییم خسته نباشید

 این کار را بعدا انجام میدهم “”"”"”"”"” نگوییم دچار یاس شدم

 صد در صد خواهد شد “”"”"”"”"”" نگوییم ای کاش میشد

 ان شا الله حتما موفق میشوی “”"”"”"”"”" نگوییم ان شا الله موفق میشوی

 عالی هستم “”"”"”"”"”"”" نگوییم خوب هستم

پس همیشه به بهترینها فكر كن

+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1388/08/10 و ساعت 5:0 بعد از ظهر |

خواب ديدم با خداوند در ساحل رودخانه اي قدم مي زنم.
نا گهان فراز ها و نشيب هاي صعودم در زندگي،
همچون برق و باد از جلوي ديدگانم عبور كرد.
نيك نگريستم؛
در فرودهاي زندگيم،
هر كجا كه آسودگي و شادماني و لذت بود،
دو رد پا بر ماسه ها مشاهده ميشد.
اما در فراز هاي زندگيم،
هر كجا كه سختي و درد و رنج بود،
تنها يك رد پا مي ديدم.
گفتم: " اي خدا!
قرار بود كه تو همواره با من باشي،
اما در هنگام مصيبت و بلا،
آنگاه كه سخت به تو محتاجم،
چرا تو با من نيستي؟
رد پايت را نمي بينم؟ "
خداوند لبخندي زد و گفت:
" آن زمان كه تنها يك رد پا مي بيني؛
زماني است كه من تو را در آغوش خويش حمل مي كنم. "
خنديدم و گفتم : " و شايد من تو را در دل خويش!
"

+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 1388/08/06 و ساعت 6:27 بعد از ظهر |

روزي مردي به سفر مي رود و به محض ورود به اتاق هتل، متوجه مي شود که آن هتل به کامپيوتر مجهز است. تصميم مي گيرد به همسرش ايميل بزند. نامه را مي نويسد اما در تايپ آدرس دچار اشتباه مي شود وبدون اينکه متوجه شود نامه را مي فرستد. در اين ضمن در گوشه اي ديگر از اين کره خاکي، زني که تازه از مراسم خاکسپاري همسرش به خانه باز گشته بود با اين فکر که شايد تسليتي از دوستان يا آشنايان داشته باشد به سراغ کامپيوتر ميرود تا ايميل هاي خود را چک کند. اما پس از خواندن نخستين نامه غش مي کند و بر زمين مي افتد. پسر او با هول و هراس به سمت اتاق مي دود و مادرش را نقش بر زمين مي بيند و در همان حال چشمش به صفحه مانيتور مي افتد:

گيرنده :همسر عزيزم
مو ضوع:من رسيدم
تاريخ: 1 تیر ماه ۸۷

ميدونم که از گرفتن اين نامه حسابي غافلگير شدي. راستش آنها اينجا کامپيوتر دارند و هرکسي به اينجا مي آد مي تونه براي عزيزانش نامه بفرسته. من همين الان رسيدم و همه چيز را چک کردم. همه چيز براي ورود تو رو به راهه. فردا مي بينمت. اميدوارم سفر تو هم مثل سفر من بي خطر باشه. وای چقدر اینجا گرمه!

 

سفر همه به خیر و خوشی باد

+ نوشته شده توسط در جمعه 1387/03/31 و ساعت 8:48 قبل از ظهر |

۱-با احمق بحث نکنم و بگذارم در دنیای احمقانه خویش خوشبخت زندگی کند.


2- با وقیح جدل نکنم چون چیزی برای از دست دادن ندارد و روحم را تباه می کند
.


3- از حسود دوری کنم چون حتی اگر دنیا را هم به او تقدیم کنم باز هم از من بیزار خواهد بود
.


4-تنهایی را به
بودن در جمعی که به آن تعلق ندارم ترجیح دهم.

+ نوشته شده توسط در پنجشنبه 1387/03/30 و ساعت 10:41 قبل از ظهر |

+ نوشته شده توسط در سه شنبه 1387/03/28 و ساعت 9:40 بعد از ظهر |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه 1387/03/28 و ساعت 9:36 بعد از ظهر |

این آبشار با ارتفاع 128 متر به استخر شیطان معروف است!
در دو ماه پایانی سال میلادی مردم می توانند
در نزدیک ترین محل به لبه آبشار شنا کنند بدون اینکه به پایین پرتاب شوند!
آیا شما هم جرات شنا کردن در استخر شیطان را دارید؟


ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه 1387/03/28 و ساعت 9:34 بعد از ظهر |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه 1387/03/28 و ساعت 9:18 قبل از ظهر |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در یکشنبه 1387/03/26 و ساعت 0:57 قبل از ظهر |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 1387/03/22 و ساعت 10:39 بعد از ظهر |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در چهارشنبه 1387/03/22 و ساعت 10:19 بعد از ظهر |

ادامه مطلب
+ نوشته شده توسط در سه شنبه 1387/03/21 و ساعت 10:39 بعد از ظهر |
http://www.freewebs.com/paintdrips/only-a-rose.jpg
 


 

بیا درویش بشیم خاكی و بی ریا شیم
بغض تن را بشكنیم از من وما رها شیم
بیا پروانه صفت به دور هم بگردیم
زیر چتر معرفت یك دل و یك صدا شیم

زندگی با كبرصفا نداره
عالم فانی بقاء نداره
اونهایی كه خاكی اند
عاشق دل پاكی اند
پیش خدا عزیزنو
شاه و گدا نداره

افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بی نور نباش

اینهمه به مال ومنالت نناز
یا اینكه به حسن جمالت نناز
دو روز د نیا كه منم نداره
خوردن حرص بیش و كم نداره

افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بی نور نباش

زندگی بذر محبت كاشتن
نه به ناداری و نه به داشتن
حاصل عمر گرانمایه ما نامی نیك به جا گذاشتن

اونهایی كه خاكی اند
عاشق دل پاكی اند
پیش خدا عزیزنو
شاه و گدا نداره
افتاده شو مغرور نباش
پروانه شو بی نور نباش
جانانه شو منفور نباش

 

+ نوشته شده توسط در دوشنبه 1387/03/20 و ساعت 6:58 بعد از ظهر |